|
||| زنـــدگانی سیبیستــــــــــ |||
ღ در این مکان لبخند الزامیست!! آسمان همیشه ابری نیست!! ღ
|
تو وب نیلوفر یه پستی بود که توش یه نامه بود که به همسری ها میزدن، تبدیل به یه بازی شده بود، که اونم دوستش نگین بانو شروع کرده بود، حالامن اونو واسه همسری میل کردمو اونم اینو تو جوابم نوشت : Subject : asire eshghetam khodetam midooni to hamishe kenram boodiiiiiiiiiii
to hamishe yaram booodi
hata vaghty dosam nadashty behtarin dostam bioody
hata vaghty hishki dosam nadasht to kenaram boodi
vaghty g oshimo dozdidan asan engar hichi nashode bood akhe dashtam pishet miomadam ie jaiii ke hatman ieki hast ke ie fekri vasam mikone
harja hasty harja bashi hameja toro kenare khodam hes mikonam
asheghetam kheili ziad
doooooooooooooooooooooooooooooooooseeeeeeeeeeeeeeeetttttttttttttttttttttt daram
keyboardam farsi nadare bebakhshid
doooooooooooooooooooooooooooooosssssssssseeeeeeeeeeeet daram
mimiram vasat banere khoshmaze ke ba kaj kholghiaye in joghde pire marize khabalooo misaziiiiiiiiiiiiii
jigareeeeeeeeeeeeeeeeeeee maniiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
vay mordam az atse
hapccccheeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
* آخه طفلک حساسیتش عود کرده بود و از صبح داشته عطسه میکرده!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
** روز بزرگداشت حافظ شیرازی، بر همه ی حافظ دوستان مبارک...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همسری نوشت : قربونت برم عزیزکم، منم دوست دارم هپچه هوویه من!!
![]() ولی همچنان تهدیدم واسه فیلما سر جاشه
![]() [ چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٩:٠۳ ق.ظ ] [ جوجه کوچولو ]
[ نظرات () ]
تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک بیا شمعارو فوت کن بنر جون تا ١٠٠ سال زنده باشی که ادای بچه خرگوشارو در بیاری نانازم قربونه زیلینگ زیلینگ گفتنات برم بنر جونم دوست دارم یه میریون تا [ چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۱٧ ب.ظ ] [ همسری ]
[ نظرات () ]
دارم فکر میکنم واقعا چرا من و تو از بعد تاهل سفر دو نفره نرفتیم...
دارم فکر میکنم واقعا چرا حتی یه خلوت دو نفره نداشتیم...
دارم فکر میکنم واقعا چرا پیش نیومده دوتایی تنها بریم بیرون و همیشه به پیشنهاد خودمون و بیشتر تو همراه داشتیم (البته غیر از موبایلامون)
دارم فکر میکنم واقعا چراماکسیمم یه نصفه روز باهم تنها بودیم...
دارم فکر میکنم چرا فقط تونستیم از بین این همه فیلمی که باهم دیدیم 3 تاشو تا آخر ببینیم، یا من خوابم برد یا تو ، یا اینکه ته فیلم مشکل داشت و نتونستیم ببینیم!! البته از اون 3 تا دوتاشو تو روز دیدیم، در نتیجه میشه گفت هرچی فیلم تو شب گذاشتیم پاش خوابیدیم...
دارم فکر میکنم چرا تا حالا انگشت شمار غذای بیرون خوردیم که همشم با هیات همراه بوده...
دارم فکر میکنم چرا تو جمع تو سر و کله ی هم میزنیمو کل کل داریم... همه میگن انگار دوستین تا زن و شوهر
دارم فکر میکنم چرا سلایق غذاییمون اینقد متفاوته... من سینه مرغ دوس دارم تو هرجاش غیر سینه، من گوشت لخم لخم دوس دارم حتی پوست روی گوشتم ور میدارم و تو دلت واسه چربی گوشت ضعف میره...
دارم فکر میکنم چرا من فیلم ترسناک دوس دارم و تو نه...
دارم فکر میکنم چرا من عاشق پیاده روی آخر شب و اول صبح دونفره ام و تو عاشق خواب!!
دارم فکر میکنم چرا من مگه بمیرم دارو بخورم و تو مثه نقل و نبات قرص میخوری
دارم فکر مکینم چرا جفتمون عشق کارتونیم...
دارم فکر میکنم چرا اینقد به فکر کاریم؟
دارم فکر میکنم چرا شما دیگه واسم شعر نمیگی؟؟ آیا به همون دلیله که من دیگه آلبالو پلو نمیپزونم واست؟؟
دارم فکر میکنم کادوهای تولدم و روز زن و سالگرد عقدمون که فاصله هاشون تصادفا امسال تقریبا ده روز ده روزه چی میتونه باشه؟؟
دارم فکر میکنم چه باحالیما ما کلا...
دارم فکر میکنم واقعا چرا این پستو گذاشتم، چرت بود آیا ؟؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خدا نوشت : خداجونم، خدای خوب و مهربونم واسه همه عاقبت بخیری برسون و سفرهای دونفره (مارو هم بیار جز همه... پیشاپیش کمال تشکر را دارم خدا جون) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ همسری نوشت : دوستت دارم اندازه قد موهات... (آخه نه که کله ات رو تراشیدی، الان قدش خیلی بلنده ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ و اما جوابای همسری به ترتیب : 1پول نداشتیم یا مرخصی نداشتی [ دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٢٩ ب.ظ ] [ جوجه کوچولو ]
[ نظرات () ]
چه خوبه آدم همیشه یارش کنارش باشه به هر جا چشم میندازه دلبرش اونجا باشه چه خوبه از لب اون... واقعا که راست گفته، این چند وقت منو بنرم خیلی از هم دور بودیم حالا که اومدم پیشش اصلا دلم نمیخواد یه لحظه ازش جدا شم هر جا میره میرم دنبالش، آویزونشم واقعا گاهی هم لجش در میاد بس که میچسبم بهش ولی من دلم نمیاد از کنارش برم این جور وقتا آدم احساس می کنه عشق همین دو خط شعر بالاست به همین سادگی نه اون حرفای خفن عرفای قرن نمیدونم چندم هجری خیلی دوست دارم بنر جونم . . . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جوجو نوشت : به به میبینم که آقای همسری خان مطلب گذاشتن... میسی عزیزم * نکته : همسری جان جدیدا به من میگن بنر ، بنرو که یادتونه، اون سنجاب کوچولوئه لپ گلی که زنگوله داشتو جلیقه تنش بود... تازه میخواد واسم زنگوله و جلیقم بخره...
خب حالا بگم اندر حکایت این چند وقت : بنده تغییر شغل دادم و فعلا در جای جدید مشغول به کارم و سرم شلوغه خفن، دستی دستی خودمو درگیر کردم، وقت ندارم سرمو بخوارونم، چه رسد به نت، خونم که میرم خستم و طبق روال قبل که وقتی خونم به هیچی جز حمع خونواده و دوستان و استراحت نمیپردازم، عمل میکنم و در نتیجه نت هم خیلی کم میام...
همسری از یکشنیه گذشته اومد خونمون و تا جمعه پیشم بود، تو این روزا همش بیرون بودیمو خریدای عیدمون رو انجام دادیم، عصرا از سر کار برمیگشتمو ساعتای 6 میزدیم بیرون تا 10 یا 11 شب، یه شب با مامی و خواهری رفتیم، یه شب با خواهری، یه شب با دختر خاله و الباقی هم تنها، حتی جمعه صبح هم رفتیم
دوشنبه عصر که از سر کار برگشتم، همسریم قربونش بشم، بهم کادو داد واسه روز عشق، یه عروسک سنجاب عصر یخبندان که فندقشم بغلشه و یه عطر، که عکساشم میذارم، منم یه عطر بهش هدیه دادم که البته چون دیر اومده جریمش کردم و گفتم این عیدیته
خلاصه همش اینگونه گذشت و روزهای پر عشق و پر خریدیرو داشتیم، مردیم بس که تو بازار بودیم، تا خود امروز پا درد داشتم هنوز... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ * در ضمن دیروزم تولد وبلاگم بود و وبلاگم یک ساله شد . . . Happy Birthday dear weblog ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ** بازم ببخشید که نمیرسم بهتون سر بزنم یا جواب کامنتاتونو بدم، به یاد همتون هستمو دوستون دارم دوست جونا... *** نیلوفر جون و بهار جونم میسی از ابراز دلتنگیتون... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *** اینم عکس عطرامون از نت (جالب اینجاست که جفتمون از عطرای یه کمپانی خرید کردیم
[ یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٠ ب.ظ ] [ همسری ]
[ نظرات () ]
[ چهارشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٩:٢۱ ق.ظ ] [ همسری ]
[ نظرات () ]
سالگرد نامزدیه منو جوجو کوچولو را به علت سورپرایز شدنهای پی در پی اینجانب توسط بانو جوجوالملوک روز سورپرایز همایونی نامگذاری نمودیم و بنده به علت، نشان دادن هوش و زکاوت فراوان، با همین هیبت همایونی مفتخر به کسب عنوان خنگ الملک خنگ ترین همسر دنیا شدیم و اسممان در کتیبه گینس ثبت شد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جوجو نوشت : به درخواست عسل بانو باید اینو بگم که : همسریه من شکسته نفسی کردن و ایشون اصلا هم خنگ نیستن، بنده خیلی کارمو بلدم، و تمام توانم رو واسه ی گول زدن و سورپرایز کردن افراد به کار میبرم، به قول همسری کلاه بردار خوبی میشم... [ یکشنبه ٩ آبان ۱۳۸٩ ] [ ٩:۱٥ ق.ظ ] [ همسری ]
[ نظرات () ]
[ یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٦:٤۱ ب.ظ ] [ جوجه کوچولو ]
[ نظرات () ]
تازه ازخواب پاشدم اولین چیزی که ذهنم میگذره اینه : (امروز روز بیستمه، سالگرد دوستیمونه وای که چقد دوست دارم) آخ که چه روزه خوبی اگه دستم جایی بند بود امروز رو یوم الله اعلام می کردم چقدر دلمون می خواست امشبو پیشه هم باشیم آخه امشب هم مثه ۴ساله پیشه فیناله جام جهانیه وای یعنی تکراره اون خاطره ها پیشه هم وای چی میشد تازه سواره اتوبوس شده بودم که sms زدی فردا بیشتره این ملتو تعطیل کردن غیره ما که خیلی دلم گرفت ولی از اون بدترم شد وقتی گفتی تو هم تعطیلی بدترم میشه آخه منم تعطیلم خیلی دلم گرفت آخه میشد تو بغله هم این شبو بگذرونیم فینالم ببینیم حالا دوریم از هم مثه همیشه خیلی دور.............. اما یه حسی بهم میگه مزش به همین دوریشه میشه امشب اون خاطره های خوشگلو بازسازی کرد، همونجوری دور ولی واقعی. واقعیه واقعی همونجوری یواشکیو ساده. همه لحظه هاش یادمه همه ی همش، یادمه که باورم نمیشد که تویی که sms زدی، یادمه که باورم نمیشد هنوز منو یادت باشه یادمه که باورم نمیشد که این رابطه 1شب هم عمر کنه یادمه که باورم نمیشد عاشقه هم بشیم تو هر جمله 10 جا دلم میخواد بنویسم دوست دارم میگم ننویس زشته حالا همشو یجا مینویسم واست دوست دارم تو این چهار سال هر روز که می گذره بیشتر احساس می کنم عاشقتم هنورم نمیفهمم و باورم نمیشه که چجوری 4ساله پیش یه فرشته نازو خوگشل پر زدو اومد تو زندگیه منه بیریخته تنها
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جوجو نوشت : واااااااااااااااااای عزیزم... دوست دارم دور بودنمونم دیگه فدای سرت عزیزم... به جاش امسال خیلی از بازی هارو باهم دیدیم... [ یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۱٧ ق.ظ ] [ جوجه کوچولو ]
[ نظرات () ]
سلام من آقای همسری هستم... همون بدجنس که سرش همش شلوغه. نمی دونم چه جوری بنویسم از بس ننوشتم، ولی تا اونجا که یادم میاد، امسال اولین باره که شب آرزوها پیشتم، چیزی که شاید 4 تا ساله گذشته آرزوی خیلی گندمون بود و امشب بر آورده شده، واسه همینه انگار امشب با همش فرق می کنه انگاری وقتی پیشمی هیچ آرزویی ندارم، اصلا هیچ آرزویی ندارم جز اینکه همین جور که تو بغلمی بمیرم و نگام به خنده خوشگل رو صورتت خیره بمونه. الان اومدی و گفتی دستت سوخته بوست کردم رفتی زودی، خدا کنه اشک رو تو چشام ندیده باشی. (آره باز لوس شدم!!!) فکر کنم حالا که ماله همیم همه آرزوهام رو یجا بر آورده کردی...
واسه همه روزایی که تنهایی و نیستم، واسه تک تکه لحظه هاش ببخشم گل نازم. قده همه برگایی که تو پاییز میریزه و تو بهار جوونه میزنه دوست دارم
الانم دوباره اومدی گفتی سلام ننویسیااااا اولش، ولی من نوشته بودم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جوجو نوشت : خونه نبودم، sms زدی که کجایی؟؟ گفتم خونه ی مادر بزرگه
راه افتادم ولی بنا به دلایلی دیرم شد و یه 40 دقیقه ای از تو دیرتر رسیدم... smsهای تهدید آمیزت روونه شد، ولی آخرش دوباره مهلبون شدی و زنگ زدی چیزی لازم نداری واسه خونه خانومی؟ چیزی هوس نکردی واست بگیرم؟؟ نیشم وا شد تا پس کله ام
پیچیدم تو کوچه، زنگ زدی، گفتی کجایی؟؟ گفتم اول شهر، گفتم تو چی؟؟ گفتی سر کوچه تون. گفتم پس کوشی؟؟ گفتی باز که دروغ گفتی شیطون
زنگ زدی درو وا کردم اومدی بالا، زودی لباسام رو عوض کردم، اومدی تو سلام کردم، کیفت رو گرفتم و پریدم بغلت
قرار بود شام درست کنی واسم،ولی نشستی پایه کامی
اومدی گفتم حالا تو نیا تو، خواستم همون جا جوابیه بزنم، ولی دلم نیومد تهنا باشی، اومدم پیشت. شام رو آماده کردیم، نشستیم به خوردن. بعدشم نشستیم پایه فوتبال و کلی حرفای خوب خوب هم زدیم، تو دراز کشیده بودی منم تکیه داده بودم به دلت، آرزوهام رو گفتم به خدا... به تو هم گفتم... دعوات کردم که چرا آرزوی بدبد نوشتی، خوبه منم از این چیزا بگم؟؟ گفتی ناراحت نباش دیگه خانومی، آرزو میکنم سال دیگه این موقع تو خونه ی خودمون باشیم ایشاا... ، گفتم ای جان اونوقت دیگه چی آرزو کنیم؟؟ بازار آرزوهامون کساد میشه هااا تو همین حرف زدنا جفتمون خوابمون برد، یهو بیدار شدم دیدم حالم بده (بابا من روغن زیتون میخورم حالم بد میشه، به کی بگم خخبب!!! حالا تو هم تو شام من که سالادی بیش نبود روغن زیتون ریختی و گفتی بخور مفیده!!!) تو هم بیدار شدی، یه آن یخ کرده بودم دست و پامم جون نداشت، هراسون بلند شدی نشستی رو سرم گفتی جوون من بگو چی بیارم واست؟ نعنا دم کنم؟ نبات داغ بیارم؟ شربت آبلیمو؟ بمیرم واست که اینقد ترسیده بودی، دوییدی واسم نبات داغ درست کردی، اومدی قاشق قاشق گذاشتی دهنم، مثه نی نی کوشولوها. داشتم کیف میکردم، دوس داشتم جای یه لیوان یه پارچ بود
بهتر شدم، نازم کردی، روم پتو انداختی که زیر کولر بیشتر یخ نکم، گفتی دستات یخ شده، ساعت 5/1 هم دیگه مامان اینا اومدن خونه و گفتن زودی بخوابین که صبه زود میخوایم بریم جانگل. اونوقت ما : [ پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٠٧ ب.ظ ] [ جوجه کوچولو ]
[ نظرات () ]
[ سهشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ٤:۳۸ ب.ظ ] [ جوجه کوچولو ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |